بمنظور استفاده از پشتیبانی قالب های رایگان راستچین
سوالات خود را در تالار گفتمان مطرح کنید

1

مدیرانی با حقوق معادل یک دلار در سال!

"حقوق یک دلار در سال" به زمان جنگ جهانی اول و دوم بر می گردد که مدیرانی رده بالا در طول جنگ، دولت و بخش خصوصی آمریکا را یاری کرده اند. قانون آمریکا، دولت را از استخدام افرادی که داوطلبانه و بدون حقوق درخواست همکاری دارند، منع کرده است. لذا این دسته از افراد قراردادی با حقوق صوری (و حداقلی) می بستند تا از نظر قانونی کارمند دولت محسوب شده و دارای اختیارات حقوقی باشند.

مثلا فرماندار ماساچوست (آلوین تی فولر) که خود فردی ثروتمند بود، در چندین پست دولتی به همین روش خدمت کرد.
پاول جی بلیزر مدیر عامل و موسس شرکت پالایش و نفت آشلند در کنتاکی نیز دو بار به عنوان کسی که در سال 1 دلار حقوق میگیرد (بین سال های 1933 تا 1935) به دولت خدمت کرد: یکبار تحت نظر اداره ملی بازیافت روزولت، به عنوان رئیس کمیته، و بار دوم (در زمان جنگ جهانی دوم) به عنوان رئیس هیات مدیره سازمان مدیریت نفت در جنگ.

در کانادا نیز در طول جنگ جهانی دوم ،نخست وزیر کانادا (هاو) برای ایجاد یک برنامه تسلیحاتی از شعار "یک دلاردر سال" استفاده کرد .یک مثال ازین برنامه جان ویلسون، مالک و ناشر روزنامه مونترال استار بود  که به عنوان هیئت مدیره زمان جنگ منتصب و این مسئولیت را رایگان پذیرفت.
کسانی نیز هستند که به تازگی به این مسیر پیوسته اند مانند فرماندار سابق  کالیفرنیا (آرنولد شوارت زینگر). فرماندار سابق ماساچوست(میت رامنی)، فرماندار سابق نیویورک سیتی (مایکل بلومبرگ) و دختر بزرگش (اِما)

جایگزین هایی برای حقوق!
در حالیکه اکثر این مدیران، دریافت شکل دیگری از حقوق را قبول نمی کنند، مدیرانی نیز هستند که دستمزد بیشتر از یک میلیون دلار، دریافت کرده اند. مثلا در سال های 2010 و 2011 لری الیسون موسس شرکت اوراکل، فقط یک دلار در سال درآمد داشت اما 77 میلیون دلار از کانال های دیگر دستمزد دریافت کرد.
گاهی نیز، مدیران  به جای حقوق، سهام دریافت می کنند که این روش می تواند به فرار مالیاتی منجر شود زیرا اگرچه سهام نیز مشمول مالیات است اما اگر در بخش های بهداشت و امنیت اجتماعی سرمایه گذاری شود می تواند منجر به بخشودگی مالیاتی گردد. این مدیران استدلال می کنند که دریافت سهام به جای حقوق، نشانگر عملکرد خوب مدیریتی یک شرکت است.

ادامه نظرات (0) کلیک: 936

اردک ماندارین یکی از زیباترین اردک های دنیا!

اردک ماندارین اردکی است که گونه هایی از آن در شرق آسیا وجود دارد. اندازه این اردک متوسط، قد آن 41 تا49 سانتی متر و طول بال های آن بین 65 تا 75 سانتی متر است. به عنوان یک جاندار اهلی میتوان آن را نزدیک به دسته اردک های جنگلی در آمریکای شمالی دانست.

نر بالغ این پرنده بسیار زیبا و قابل توجه است. دارای منقار و صورت مایل به قرمز و یک هلال بزرگ سفید بالای سر است. در اطراف صورتش نیز مو دارد.سینه ی این پرنده، بنفش با دو خط سفید عمودی است. دو طرف آن قرمز و در پشت نیز دم نارنجی رنگ دارد. ماندارین ماده شباهت زیادی به ماده اردک جنگلی دارد با حلقه چشم سفید که یک خط از چشم تا پشت آن کشیده شده است.

هر2 پرنده تاج دارند اما تاج در پرنده ی نر بیشتر مشهود است. مانند بیشتر گونه های اردک، نر در فصل جفت گیری پرهایش ریخته و شیبه به اردک ماده میشود اما با این حال میتوان آن هارا از طریق منقار درخشان  زرد-نارنجی  و خط چشم کم رنگ و عدم وجود تاج (کاکل) در ماده از یکدیگر تشخیص داد. جوجه اردک های ماندارین از نظر ظاهری تقریبا شبیه به جوجه اردک های جنگلی و جوجه  اردک های وحشی هستند اما با خط چشمشان از اردک های وحشی و جنگلی تمییز داده میشوند. خط چشم اردک های وحشی و جنگلی فقط دور چشمشان است در حالی که خط چشم اردک های ماندارین از چشم تا دمشان  امتداد یافته است.

البته اردک ماندارین سفید رنگ نیز وجود دارد که ناشی از جهش ژنتیکی می باشد. با وجود اینکه ریشه این جهش ژنتیکی مشخص نیست، این طور تصور فرض شده که جفت گیری مداوم پرندگان با نسبت خانوادگی مشابه و همچنین اصلاح نژاد منجر به کمتر شدن ترکیبات ژنتیکی و در نتیجه ایجاد مشکلات ژنتیکی مانند آلبانیسیم گردیده.

این گونه از پرندگان در شرق آسیا بیشتر یافت می شوند. صادرات و خراب کردن جنگل ها که سکونت گاه این نوع پرندگان است باعث کاهش جمعیت در شرق روسیه  و چین تا کمتر از 1000 جفت شده اما گمان میرود که در ژاپن هنوز 5000 جفت  وجود داشته باشد. نزدیک به 7000 عدد در بریتانیا و بیشترین آمار  در  قاره اروپا در ناحیه برلین است.
در آمریکا نیز تعدادی از این پرنده قرنطینه شده (در شهر بلک مانتن و کارولینای شمالی) که تعدادشان محدود است. از صد ها پرنده ماندارین  تعدادی  از جمعیت  وحشی که آزادانه پرواز میکنند در سونومای کالیفرنیا هستند

این جمعیت نتیجه فرار تعداد زیادی از اردک های ماندارین از شکار  است که در طبیعت تولید مثل می کنند.


تولید مثل

محیط زندگی این پرندگان در طول زمان تولید مثل، در بوته زارهای لبه رودخانه ها است که بیشتر در مناطق کم ارتفاع رخ میدهد. اما به دنیا آمدن جوجه ها ممکن است در ارتفاعات بالای 1500 متر اتفاق بیوفتد. در حیات وحش اردک های ماندارین در زمین هایی که با درختان پوشیده شده و در نزدیکی رودخانه های کم عمق (باتلاق ها یا تالاب ها) تولید مثل میکنند. آن ها در در حفره های داخل درختان در نزدیکی آب  لانه میسازند. در طول بهار ماده ها پس از جفت گیری، روی تخم ها در حفره درختان میخوابند و پرنده ی نر در طول جوجه کشی از پرنده ماده و تخم هایش محافظت میکند. خود پرنده ی نر روی تخم ها نمیخوابد و قبل از باز شدن تخم ها آنها را ترک میکند.

پس از بیرون آمدن جوجه ها از تخم، مادرشان پرواز میکند و جوجه اردک هارا برای یاد دادن پرواز از لانه به بیرون هدایت میکند. بعد از اینکه همه جوجه ها از تخم بیرون آمدند، مادرشان را تا نزدیکی منبع آب دنبال میکنند


ادامه نظرات (0) کلیک: 2847

خوش شانس ترین و بدشانس ترین مرد جهان!

فران سلاک متولد 1929 میلادی،یک معلم موسیقی کرواتی است که هفت بار از مردن فرار کرده! و پس از آن در سال 2003 در قرعه کشی لاتاری برنده گردید که این امر باعث شد خبرنگاران به او لقب خوش شانس ترین مرد جهان و بدشانس ترین مرد جهان را بدهند.

دست و پنجه نرم کردن با مرگ
اولین ملاقات سلاک با مرگ در ژانویه 1962 زمانی که سوار بر یک قطار  بود و  باران شدید  می بارید اتفاق افتاد. قطار از روی یک دره عمیق و باریک عبور میکرد و سقوط کرد. در این حادثه 17 نفر از مسافرین غرق شدند اما سلاک  توانست خود را به قسمت امنی بکشاند. برای او در این حادثه  یک بازو شکسته باقی ماند.
درست یک سال بعد، در اولین سفر با هواپیمای شخصی خود،  از درب هواپیما که نقص فنی داشت  به روی انبار کاهی فرود آمد  که در این حادثه 19 نفر کشته شدند. لازم به ذکر است هیچ گزارش رسمی در رابطه با این سقوط از هواپیما در کرواسی ( در سال 1963 ) وجود ندارد.
سه سال بعد از این واقعه در 1966 یک اتوبوس که او سوار بر آن بود از جاده خارج شد و به رودخانه افتاد که چهار نفر از مسافرین غرق شدند.  سلاک شنا کرد و به ساحل رسید در حالیکه فقط مقدار کمی کبودی و بریدگی داشت.


در سال 1968 سلاک در حین آموزش تیراندازی به کوچکترین پسر خود، ( در حالیکه تفنگ را نگه داشته بود) ناگهان شلیکی انجام شد و تیر به پای او اصابت کرد.او را به بیمارستان منتقل کردند و مجبور شد قسمتی از بدن خود را بردارد!


در 1970  در هنگام رانندگی ماشین او آتش گرفت و توانست قبل از انفجار مخزن سوخت فرار کند.
سه سال بعد نیز، در یک حادثه رانندگی دیگر موتور و روغن ماشین داغ شده و باعث شد شعله های آتش از دریچه هوا بیرون بزند. تمام موهای سلاک سوخت اما خودش صدمه ای جدی ای ندید.
در سال 1995 او به  یک اتوبوس در شهر زاگرب زد و صدمه کوچکی دید.

ادامه نظرات (1) کلیک: 973

صفحات مرتبط

بالا